
ا برای شنیدن هرکدام از آهنگها لطفا بر روی آن دابل کلیک کنید
Powered by:FARZAD..VEBSITE
آن روزم مثل همه ی روزا کبوتر
برای خوردن آب به لب چشمه آمد
همینکه خواست آب بنوشد چشمش به
ماهی قرمز زیبایی افتاد که
داشت خیره خیره او را نگاه
میکرد.از آن همه زیبایی که یکجا جمع
شده بود غرق در حیرت شد.اما
ماهی زیبا عاشق کبوتر شده بود انهم
چه عشقی یکدل نه صددل.کبوتر
پرواز کرد و رفت و ندانست که در دل
ماهی قرمز چه آتشی بپا
کرده.ماهی قرمز تا مدتها به مسیر پرواز کبوتر
نگاه میکرد.ماهی قرمز دیگر آن
ماهی همیشگی نبود که با همه شوخی
میکرد و سر به سر همه
میگذاشت.او دیگر عاشق شده بود.
آنهم عاشق کسی که از جنس او نبود.دیگر
کار ماهی قرمز این شده بود
که هر روز به محل آب خوردن
کبوتر می آمد و او را نگاه میکردو هر روز
عاشق تر از روز قبل دلداه کبوتر
سفید میشد.بلاخره در یکی از روزها طاقت
نیاورد و به کبوتر راز دلش را
گفت. کبوتر او را از این کار منع میکرد ولی
عشق چیز دیگریست.آتشیست که وقتی
روشن شد دیگر کسی قادر به
خاموش کردن آن نیست.
کافر اگر عاشق شود بی پرده مومن
میشود.چیزی
چیزی شبیه معجزه با عشق ممکن میشود
این دیدارها و صحبت ها ادامه
داشت و کبوتر خودش که نتوانست او را
از این کار منصرف کند که هیچ
خودش هم عاشق شده بود.حالا دیگر
کار آنها شده بود فقط
دلدادگی.در یکی از روزها همین که کبوتر خواست
پرواز کند که برود ماهی قرمز
نتوانست خوداری کند و ناگهان با تمام نیرو
از آب بیرون پرید غافل از اینکه
او فقط در آب میتوانست زندگی کندو کبوتر
هم در خشکی . به محض افتادن
ماهی در خشکی تا بفهمد مرده بود.و کبوتر
مات و مبهوت بالای سر ماهیی که
جان داده بود.
کبوتر فکری کرد و ناگهان ماهی
قرمز را بلعید و خودش را در آب انداخت
حالا ماهی در وجود کبوتر بود و
کبوتر در دل چشمه ی که روزی عشقش در
آن زندگی میکرد.


نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 ساعت 11:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
با عشق آنسوی خطر جایی برای ترس نیست
در انتهای موعظه دیگر مجال درس نیست
باور کرده بودم که دوستم دارد.وقتی می گفت ترا دوست دارم
و به کس دیگری فکر نمی کنم انگار همه دنیا را به من می دادنند
با خودم میگفتم اینکه می گویند اکثر عشقهای
امروزی بی وفا هستند در مورد او درست
نیست.
امکانات امروزی اگر چه خوب است اما بعضی مواقع باعث جدایهای
تلخی می شود.امروز باز در فکر آن غروب هستم .آن غروبی که او
برای همیشه رفت.در آن هوای سرد و سوزنده زمستان زخمی به قلب
من زد که بعد از مدتها هنوز جای آن زخم هست و چه سوزشی دارد
هر بار که او را می دیدم با چه شور حرارتی با او حرف می زدم از
آینده و فکرهای که برای آینده داشتم.اما افسوس. . . . .
که آن غروب گفت از تو متنفرم و کاش می گفت برای چه . چرا بدون
دلیل رفت . کاش می دانست که چقدر دوستش دارم و هنوز هم در
فکرش هستم. کاش مید انست کاش می فهمید که من . . . .
امروز از آن روز خیلی گذشته ولی هنوز هم قلبم از عشقش لبریز
است . خدا کند هر جا که هست خوشبخت زندگی کند . . . .
هر جا هستی خوشبخت باشی
با هرکه هستی خوشبخت باشی
اما بی وفا نباشی که بی وفایی درد بدی هست
تا شقایق هست زندگی باید کرد
فـــــــــــــــــــرزاد بـــــــــــــاز هم برای دلش می نویسد.
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 12:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام دوستان
بعد از مدتها بلاخره تونستم برگردم و برای شما و
دل خودم بنویسم.از آخرین پستم خیلی گذشته
امیدوارم بتونم بازم برایتان بنویسم.همیشه پایدار
باشید.
فرزاد بازم برایتان می نویسد.
بزودی در قالبی جدید و ترکیبی تازه به سویتان
می ایم.
این پست را فقط برای بازگشتم گذاشتم.
پست عشق حقیقی......
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 11:19 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
باز بهار:باز باران:باززندگی:باز باران
باترانه با گهرهای فراوان می خورد بر بام خانه
یادم آرد روز دیرین گردش یک روز شیرین

باز بهار:باز نزدیک شدن به عید:باز چهارشنبه
سوری: باز پریدن از روی آتش:چیزی که این
روزها فقط در خاطره های بزرگترها مانده
این روزها پریدن از روی آتش شده پریدن از
جااز ترس ترکیدن نارنجکی زیرپات:باز عید
باز سفره هفت سین باز چیدن هفت سین
با خوشحالی به روی سفره ای چهار گوش
و قرار دادن قرآن و تنگ ماهی در کنارش

باز عید باز مسافرتهای عید باز عیدانه باز...
ننه سرما رفته به جاش عروس زیبای بهار آمده
هیئت منصفه فصول باز هم برای زمستان حکم
حبس برای ۹ ماه را صادر کرده.کاش همینطور که
فصلها عوض میشوند ما هم عوض میشدیم
کاش همینطور که زمستان میرود و طبیعت جان
میگرد وعوض میشود ما هم عوض می شدیم
لباس کینه را از تن بدر میکردیم برای آشتی
پیش قدم میشدیم.چه خوب بود روی یکدیگر
را میبوسیدیم کینه ها را به دور می ریختیم
کاش کاش کاش کاش.....کاش هیچ وقت این
کاشها نبود کاش از اول کاش نبود .کاش اصلا
کار بد نبود.کاش اصلا دروغ نبود.کاش دنیای ما
پر از صفا و صداقت وراستی و درستی بود..![]()
![]()
کاش اصلا کاش نبود...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

فـــــــــــرزاد برای شما بازم مینویسد![]()
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 11:40 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستان
من فرزاد هستم.از امروز هم به درخواست بهترین
دوستم علیرضا قبول کردم تا آمدنش نویسندگی وبلاگش
رو به عهده بگیرم.امیدوارم امانت دار خوبی باشم
اون امروز صبح پرواز کرد .به گفته خودش نتونست
با دوستان وبلاگیش خداحافی کند.از من خواست در
اولین پست ازجانب اون از شما خداحافظی کنم.
امیدوارم در راهش موفق باشد.خودش گفته که
امکان داره بر نگردد اما من بعید می دانم .
همه چیزش ایرانه.
خداکنه که برگرده.خلاصه من از امروز به جای اون
مینویسم.در اولین روز اسم وبلاگو از عشق آسمانی
به عاشقانه برایت مینویسم تغییر پیدا کرد.میخواهم
تا آمدنش عاشقانه برایش بنویسم .به همتون
سر میزنم
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 3:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هر آمدنی را رفتنیست
روزهااز پی هم می ایند و میروند .خوشا به حال
آنان که از این روزها به بهترین نحو ممکن استفاده
بکنند.....
دوستان گلم این آخرین آپی هست که برایتان میکنم
خواستم آخرین آپم فقط خداحافظی باشد و بس..
یک بار در دوره دانشجوییم یک دعوتنامه از یکی از
دانشگاهای معتبر اروپا داشتمم که فقط به خاطر حس
میهن دوستی جواب رد دادم .دیگر موقعیتی برایم پیش
نیامد .تا چند وقت پیش که بازم یک دعوتنامه و این بار
از بلژیک و از بهترین دانشگاه که دعوت به همکاری
بهترین موقعیت برا ادامه تحصیل و کار که میتوانم
تا دوره دکتری بدونه صرف هزینه و بعد بهترین کار
در هیئت علمی دانشگاه و بهترین شرکت پترو شیمی
اروپا این بار به دعوت نامه جواب مثبت دادم و انشاالله
در ۲۵/۱۱/۱۳۸۶ به سوی اروپا پرواز میکنم.
میخواستم در این آپ از همه دوستانی که در این مدت
از طریق کامنت نظرات با انها در ارتباط بودم خداحافظی
کنم.شاید در این مدت حرفی یا نوشته ای از طرف
من بوده که آنها را ناراحت کرده در اینجا از آنها عذر
میخواهم و امیدوارم که مرا عفو کنند و به حساب
نفهمی من بگذارند.دوستان گلم من از شما درسهایی
گرفتم که میدانم در معتبرترین دانشگاهای دنیا هم
نمی توانستم یاد بگیرم.با شما درد دل کردم .به درد
دل شما گوش دادم واز راهنماییهای شما استفاده
کردم.شما دوستانی بودید که هیچ وقت فراموش
نمیکنم.هر کجای دنیا که باشم به یاد شما هستم
و دلم برا شما و وطنم میطپدکه هیچ کجای دنیا ایران
و هیچ مردمی به خوبی مردم ایران نمی شوند.
من از شما خداحافظی میکنم اما مثل بعضیهاوبلاگم
را حذف نمیکنم .آن را به بهترین دوستم فرزاد هدیه
میکنم تا باشد که در نبود من او به شما سر بزند
و یاد مرا زنده نگه دارد.شایدم روزی از گوشه دیگر
دنیا به اینترنت آمدم و باز هم با شما سلامی و کلامی
همه شما را به خدا میسپارم .![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستدار شما علیرضا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ضمنا دوستان عزیز من تا ۲۵ اسفند ماه منتظر
نظرات گرم شما میمانم .امیدوارم که با نظرات خود
مرا خوشحال نمایید..![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
این گلها هم هدیه
خداحافظی من به شما دوستان گل
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 7:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تقدیم به تمام عاشقانی که مورد ظلم قرار گرفته اند
اگه سکه دو رو داره اسیر دست بازاره
نه عشقی داره در کارش نه گرمی داره بازارش
تو که سکه نبودی یار بودی به ظاهر همدم و غمخوار بودی
آن روزیکه رفتی را به یاد می آورم*با سنگدلی گفتی که دیگر از تو
سیر شدم***
گفتی تو فقط بازیچه بودی*گفتی که نمی خواستم به
اینـــــــــــــــــــجابرســـــه***
من فقط برا تفریح و سر گرمی تراانتخاب کرده بودم*گفتی میروم منو
بـــــبخش**
گفتی تو هیچی> تو پوچی>تو فقط عروسکی بودی در دستان
من*تـــــــــــــــــو**
فقط یــــــــــک الـــــت دســــــــــــــــت بــــــــــــــــــــودی برای
مــــــــــــــن**
چطور می توانستم به تو دل ببندم در حالی که نمی دانستم قبلا چند نفر
در دلت جا*
خوش کرده بودند*چطور می توانستم ترادوست داشته باشم در حالی که
نمی دانستم*
قبل از من چند نفر تورا دوست داشته اند*چطور می توانستم عاشقت
باشم در حالی*
که نمی دانستم قبل از من دلت خانه چه عشقهای ناپاکی بوده
است،چطور می توانستم*
دلم را به بوسه های تو خوش کنم در حالی که نمی دانستم قبل از من
لبهای تو فرودگاه*
چه لبهایی بوده است،چطور می توانستم خودم را در چشمانت ببینم در
حالی کـــــــــه*
نمی دانستم قبل از من چند نفر خودشان را در چشمان تو دیده
انـــــــــــــــــــــــــــــد*
من آن روز به تو چه می توانستم بگویم:ّ تو خودت دادگاه تشکیل داده
بودی مجرمــــم*
کرده بودی مرا به تیغ تهمت بسته بودی و با آن تیغ تیز قلب مرا دریده
بودی ومـــــــرا*
محکوم کرده بودی وحکم مرا هم صادر کـــــــــــــــــــــــرده بودی و به
اجرا گذاشتی*

بقیه در ادامه مطلب.......
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 ساعت 1:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بازی""فقط بازی با عشق؟آخه به خاطر چی؟بازی با احساس آخه
برای چی؟
باورت کرده بودم .فکر می کردم که همیشه بامنی بامن خواهی
ماند.
دستت دارم...چقدر این کلمه را مشق کردم .......چقدر با خود
تکرار کردم.....
دوستت دارم .کلمه مقدسی که ملعبه دست ما شده .از ما
خجالت می کشد.
آخه برای چی ؟برای کی؟ فقط برای بازی؟فقط برای تفریح این
دو روز دنــــــــــیا.
دلی رو شکستن آخه به چه قیمتی .فقط بگویی دوستت دارم و
بعد بلند بلنـــــد
بخندیم.که چه؟آنقدر از خودم متنفر شدم که نمی دانم شکایت
این دل عاشقم را
به که بگویم .خدایا مگر من به درگاهت چه گناهی کرده بودم که
مستوجب چنین
عقوبتی شدم .هر وقت با خودم فکر می کنم که تمام آن حرفهای
عاشقانــــــــه
دروغی بیش نبود دلم می خواست همان لحظه زمین دهن باز
می کرد و مــــــــن
ساده دل را برای همیشه در خود فرو می برد تا دگر این دنیا و
فریبکاریهایـــــــــش
را نمی دیدم .می خواستم جای خلوتی پیدا کنم و آنقدر فریاد
بزنم تا حنجــــــره ام
پاره شود .و فقط با اشک و آه به خدا بگویم .آخر چرا من ؟مگر
من چه کرده بودم؟؟؟
مگر من عشق را واژه مقدسی نمی دانستم ؟ مگر هزار بار به
نگفته بودم که عشق
برای من بازی نیست ؟مگر او نمی دانست که من چقدر
دوستش دارم ؟چــــــــــرا
بامن اینکار را کرد ؟خدایا می خواهم نفرینش کنم .اما دلم نمی
آید .آنقدر دوستش
دارم که حتی راضی به نفرین کردنش هم نیستم.
پس می گویم حالا که او مرا نخواست پس خدایا اورا با هر که
دلش می خواهد و
دوستش دارد خوشبخت کن و به او هم بگویم ترا خدا کاری که با
من کردی دیگر
حتی با دشمن خودت هم نکن
/علیرضا۷

نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه پنجم بهمن 1386 ساعت 11:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عاشورا روز پرپر شدن گلهای زهرا

سومین روزی است که پیکرهای شهدای کربلا روی زمین است
خدایا ایا کسی هست که این پیکرهای پاره پاره را دفن کند؟؟؟
آیا کسی هست که براین پیکرهای بی سر کفن بپوشاند؟؟؟
در اینجا هم باز بنازم به معرفت زنان که باز هم پیشی گرفتند.
زنان بنی اسد که دیدند این پیکرهای پاره پاره بر زمین است
به مردانشان گفتند شما مرد نیستید که می ترسید چند پیکر
پاره پاره را در راه خدا دفن کنید ما که زن هستیم می رویم و
آنها را به خاک می سپاریم .
مردان غیرتشان به جوش آمد و رفتند که برای خاکسپاری آن
پیکرهای پاک اقدام کنند .اما آخه چگونه آنها را بشناسند آخر
آنها که سر در بدن ندارند.در این بین ناگهان دیدند که ســـید
بزرگواری آمد تا به آنان کمک کند .گفتند تو کیستی .گفت من
امام زین العابدین (ع)هستم .گفتند چگونه آمدید شما که در
اسارت هستید.گفت :این از اسرار الهی است.


همه جه سیاه پوش همه در عــــــــزا
راستی کیست این حسین (ع)که هزار سالست در عزایش می سوزیم
مـــــــــــــــــــــــــن سیاه پوشیدم که براش عزاداری کنم
کجایند شمر وعمر سعدو خولی ویزید و حرمله
ببینند که آنهایی که یه روزی کشتند چگونه عزیزندو چه بودند

خـــــــــــــــــــــــــــــــدایا نکـــــــــــــــــــــــــــــــــــد ما نتوانیم که حسینی
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاشیم اگر شهدای کربلا

از ما برنجند چــــــــــــــــــــــه کنیم
می شود مورد شفاعت این مرد بزرگ قرار بگیریم
آسا بدلیل مشغله کاری از ادامه نویسندگی در این وبلاگ عذر خواهی نمود.
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه بیست و یکم دی 1386 ساعت 2:40 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشقهای امروزی نقشی است بر روی برف که تا گرما نیاید می ماند.......

با تو بوده ام همیشه و در همه جا![]()
با تو نفس کشیده ام ""با چشمان تو دیده ام![]()
مرا از تو گریزی نیست...![]()
چنان که جسم را از روح..![]()
وزمین را از آسمان..
و درخت را از آفتاب..
تو دلیل حیات من بوده و هستی ..
و چنان با این دلیل زیسته ام که باور کرده ام ..
علت بودن من تو هستی..
پاسخ من به آغاز و پایان زندگی این است..
تو تنها شعر ترانه منی ...
منی که با تو بوده ام و با تو زیسته ام ..

تنها به تو می اندیشم
به چشمان تو که نگاه کردم خودم را دیدم
من که در چشمان تو نیز هستم ايا باور كنم كه ديگر در قلب تو نيستم

ما همه به هم دروغ مي گوييم
از هم تعريف مي كنيم قربان يكديگر مي رويم
عاشق هم مي شويم "عاشق هم هستيم"عشق را به بازي گرفته ايم
به يار مي گوييم كه دوستت داريم"اما با گفتن اين حرف قلبمان نمي لرزد"گونه هامان
رنگ به رنگ نمي شود.چرا اين چنين است ؟آخه ما عاشق هم هستيم؟ايا ما عاشق جسم هم
نيستيم؟چرا بعد از رسيدن به هدفمان ديگر از هم بيزار مي شويم . من عاشق تو هستم بدون تو
ميميرم .اگه تو نباشي من هم نيستم .تو صداي قلب من هستي .تو عشق مني .تو روح مني .تــــــــــو
همه چيز مني .اگر روزي تو نباشي من چه كنم .بدان كه من بعد از تو دنيا را نمي خواهم مردن بهتـــــــر
از بي تو بودنه .هر روز صداها بار اين جملات را به هم مي گوييم اما مي دانيم كه از ته دلمان نيســـــت
بعد از گفتن اين جملات به يار در دلمان به حرفهاي خودمان هم خنده امان مي گيرد .چون اين حرفها را
كپي كرده به چندين نفر ديگر هم مي گوييم.براي همين است كه ما كه تا قبل براي هم شعرهاي
عاشقانه مي سروديم حالا حتي از شنيدن صداي هم نيز بيزاريم حتي.......
در اين ميان به دختران بيشتر از پسران ظلم مي شود.
چون كه دختران صداقت بيشتري دارند واگـــــر
عاشق شدند هميشه عاشق
مي مــــــــــاننــــــــــــد
والسلام

آري آغاز دوست داشتن است .من به پايان دگر نينديشم .كه همين دوست داشتن زيباست.
٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬عليرضا ٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬


نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در شنبه پانزدهم دی 1386 ساعت 1:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

خوابم يا بيدار؟ بودن تو يك رؤياست يا باور كنم هرآنچه را كه مي بينم واقعيست؟ واقعيتي كه مرا به اوج خواهد رساند بدانجا كه توان يابم ستاره ها را از شب چشمانت بچينم، عطر گلهاي مريم را از گلبرگ تنت بگيرم و هرگاه اراده كردي برايت بميرم.
مرا بيدار كن تا روزي نيايد كه تلنگري خواب شيرينت را براي هميشه بربايد. خوابي طولاني با پاياني كوتاه همچون زندگي و مرگ.
عزيزترينم عشق تو طنين انداخته است بر سكوتي كه لبانم را خاموش ساخته بود واينك مي نويسم كه عاشقانه هايم بر صفحه ي اين كاغذ جاريست سخني كه از قلبم آمد و در واژه هاي نوشته هايم اينگونه جان گرفت، واژه هايي كه تجلي دوستت دارم هاييست كه هميشه شنيده اي ليك آن آه سرد كجا و آتش عشق تو كجا؟
هيچ گاه به عمق عشقم پي نخواهي برد مگر آن روزي كه بميرم. پيش از آنكه مرا به آغوش سرد خاك بسپاري قلبم را بشكاف و بنگركه گرماي قلبم از گرماي دستان تو بسيار سوزنده تر است مهربانم.
صداي پايت را مي شنوم آري داري مي آيي!
به كلبه ي آغوشم سري بزن و هيزم بيفروز تا گرماي وجودت مرا به آتش كشاند
جامي از شراب بوسه به لبان من ده تااز بوسه ات مست شوم و خنده بازسفر کند به شهر لبان من.
بيا و صندوقچه ي دلم را بگشا كليدي لازم نيست فقط نامم را بخوان.
اگر آمدي خبر نمي خواهد من صداي پايت را مي شنوم زيرا كه قلب من چشم به راه توست تا بيايي تو كه آن را يافته اي و چنان ساخته اي كه بوي زندگي در آن مي پيچد
بيا تا بفهمي چه ساده مالك قلبم شده اي .
اسا
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه هفتم دی 1386 ساعت 11:49 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عاشقت بودم...
یادت هست....
گفتم که دوستت دارم...
گفتی..."
که کوچکی برای دوست داشتن...
رفتم تا بزرگ شوم...
اما....
آنقدر بزرگ شدم...
که یادم رفت عاشقت هستم...
عشق یعنی"حسرت ٫٫٫ خون دل خوردن.
عشق یعنی"دور از یار بودن¤¤¤حسرت دیدار خوردن.
عشق یعنی"دلدادگی¤¤¤من و تو ما شدن
عشق یعنی"سوختن¤¤¤خاکستر شدن
عشق یعنی"عاشق شدن¤عاشق شدن
<< علیرضا>>
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 10:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
|
||
![]() |
|
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 12:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
حرکت قلم به اختیار من نیست در دستان همان قلبیست که به عشق تو و دیدار دوباره ی تو می تپد. کسی جز تو قلبم را باور ندارد قلبی را که تو صاحب آنی، قلبی که بسیار دوستت دارد،قلبی که بر درش قفل زده ام مبادا کسی بیاید و عشق پاکت را ز دل بیرون کند. بهترینم، روز اول که دیدمت تصور چنین روزی که عاشقانه دوستت داشته باشم، چنین روزی که خاک درگاهت شده باشم تا لحظه ای نظری بر من اندازی برایم واهی بود لیک تو آنقدر بزرگوار و مهربان بودی که فرصت دوست داشتنت را از من دریغ مداشتی و آنقدر بر من نظر افکندی که از خاک مرا به آسمان بزرگیت رساندی.
نمی دانی آتش عشقی که در نگاه توست چگونه قلبم را گلستان کرد؟ دوست دارم برایت ببارم نه از اندوه. از اینکه شیرین ترین باریدن برای توست برای عشق تو و برای بودن با تو.
عزیزترینم، با کدام کلام تو را بخوانم حرفهای دل را نمی توان نوشت چه رسد به دل من که دلبسته ی توست دلی که مملو از عشق و مهر است.
باور کن از همان اول گویی با تو آشنا بودم، غریبه ای که قریب بود لیک در جستجوی تو زمین و آسمان را زیر پا گذاشت و سرانجام تو را در قلب خویش یافت.
مرا ببخش که آنقدر دوستت دارم که مرگ برایم آسانتر از لحظات بی تو بودن است، این دل آنقدر برایت تنگ است که بی تو می میرد و با تو جان می گیرد.
تأمل مکن این حرفها تکراریست بدان که قلب من تنها با گفتن این حرفها می تواند قسمتی از این عشق آتش زده به جانم را به تو اثبات کند. با تمام وجود فریاد می زنم که دوستت دارم به حرمت عشق پاکت تا هر جا که بخواهی همسفرت خواهم بود. بدان هیچ گاه خود را نخواهم بخشید اگر در این سفر همدم خوبی برایت نبوده باشم.
قسم می خورم اگر روزی دل تو را نخواست آن را از سینه بیرون کشم آخر چه سود دلی که بی عشق تو بتپد؟ می ترسم از روزی که چشم باز کنم و بنگرم که تمام این روزهای خوش با تو بودن خیالی بیش نبوده.
زندگی را دوست دارم زیرا تو را دوست دارم به وسعت همان قطرات بارانی که از دل عاشق آسمان بر زمین خشک و عطشان می بارد تو آن را می بینی ولی نمی توانی آنها را برچینی.
اسا
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 0:1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
هنوز آخرین کلامت را در ذهنم دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گویی با قلب وروحم در آمیخته![]()
مگذار شب در دلت خانه کند ![]()
در آن غروب سرد زمستانی
مانند دانه های سپید برف ![]()
بی هیاهو بی ریا![]()
به چشمان خیسم نگریستی![]()
دستان سردم را در دستانت گرفتی![]()
آه...که ذستانت سردتر از من بود ![]()
با نگاهی عمیق آخرین کلام را بر من خواندی![]()
هیچگاه مگذار شب در دلت خانه کند :![]()
رفتی و مرا در هجوم سایه های سیاه تنها گذاشتی :.....![]()
تنهاامیدم"من بر عهدم وفادار بودم ![]()
تاریکی "دلم از این خاطر است که...![]()
دلم در شب خانه کرده ""![]()
و این شب بی تو هیچگاه سحر نمی شود ......![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شعر از آبجی فاطمه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 9:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
وقتی که به واژه مقدس عشق خوب فکر می کنم نمی دانم که:
۱-آیا این واژه آن قدر مقدس است که انسان را متحمل سختیها و مرارتهای زیادی کند؟
۲-چه می شود که بعد از وصال این عشق تبدیل به نفرت می شود؟
۳-پس عشق بعد از وصال کجاست؟
۴-چرا اکثر ازدواجهای عاشقانه که قبل از ازدواج برای هم می مردند به عادت تبدیل می شوند؟
۵-چرا منجر به طلاق و جدایی می شود؟
۶- چرا همدیگر را به بی وفایی متهم می کنند؟
۷- آیا اینجا هوس باعث شده که عشق از بین برود؟
۸- آیا به رابطه های غلط عاشقانه ما بر نمی گردد؟
۹-آیا ما عشق را به بازی نگرفته ایم؟....
خواهشمندم که جواب سئوالات بالا را هر چند کوتاه در نظرات برایم بگذارید .......
تقدیم به همه کسانی که عشقی عاری از هر گونه هوس دارند.......
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386 ساعت 9:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
گردرآن عشق نباشد همه درها بسته است
سست عهدی مکن ای دوست که پیمان وفا
با کسی جز تو نبستم خدا می داند
مرا اسیر چشمان سیاه خود کرده ای .
وقتی در هر غرروب که به آسمان نگاه می کنم به یاد تو و عشق پاکت اشکهای گرمم بر گونه ام سرازیر می شود وبر گونه ام مینویسد .
یارب ای کاش آشناییها نبود یا بدنبالش جداییها نبود .
عزیزم آینده از آن کسانیست که از آن به خوبی استفاده کنند
و دریچه قلبشان را بروی عشق باز گذارند و مسافتها را نادیده بگیرند و به امید
به امید روزی باشند که اجرشان را با وصال یار بینند ونارحتیهایی که در این راه
متحل می شوند را با شیرینی وصال از یاد ببرند و کدورتهایی که در قلبشان
رخنه کرده رااجازه خود نمائی ندهند .به امید روزی که هیچ عشقی هوس آلود نشود.
بیاد بهترین دوستم که عشق را در قلبم زنده کرد.........![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه بیستم آذر 1386 ساعت 9:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
IF OF LOVE CAN WRITE STORY
SO CAN IS LOVER AND WRIT STORY IF THE LIFE IS FULL OF FAT
SO CAN OTHER COLLER TO FAT
اگه از عشق می شه قصه نوشت
می شه عاشق شد و افسانه نوشت
اگه زندگي پر از رنج و غمه
مي شه زد رنگ ديگه به سرنوشت.
عزيزم...
تو كه صورتت را دادگاه....
چشمانت را قاضي....
ابروانت را هيئت منصفه...
قرار داده اي....
پس مرا....
به گناه عشق و...
جرم دوست داشتن...
در زندان قلبت به حبس ابد...
محكوم كن......
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 11:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
می روم خسته و افسرده وزار
سوی منز لگه ویرانه ی خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه ی خویش
می برم تا که در آن نقطه ی دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه ی عشق
زینهمه خواهش بیجا وتباه
میبرم تا ز تو دورش سازم
زتو ای جلوه ی امید محال
می برم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکند یاد وصال
ناله می لرزد می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه ی جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
به خدا غنچه ی شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله ی آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب خونبن دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 ساعت 1:33 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
من بی قرار و تشنه ی پروازم. تا خود کجا رسم به هم آوازم.... اما..... بگو كجاست* آنجا كه-زير بال تو-درعالم وجود * يكدم به كام دل*بالي توان گشود* شعري توان سرود

نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 1:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت




تقديم به تمام عزيزاني كه برام نظر ميذارن ..........
















نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 6:34 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
غرور من که به ملک سخن خدایی کرد
دریغ در طلب آشنایی با تو
وفا و عشق تورا
چون گدا
گدایی کرد
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 ساعت 9:22 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
باید رسید تا تبلور مضمون زندگی بایدزدیدگاه گل و سبزه و درخت با ارتباط پاک قشنگی تا منتهای چیدن خورشید قد کشید باید پرید به ته ماندهای شوق با خوشه امید.... و با دانه های ذوق...... باید رسید به مفهوم زندگی.....تا رعد وبرق مرگ سرودی نخوانده است.http://yalda.parsehgig.com/330fx1s.gif........... باید رسید.............پوران کاوه
نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در یکشنبه یازدهم آذر 1386 ساعت 0:37 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
از كدامين كوچه بوي گل مي ايد؟ دورها سايه ي پرواز چه است؟ عطر مريم به لب بام كه پاشيده چنين؟ حجم ديوار كدامين كوچه غرق در گل شده است؟ قله هايي سبز است پله هايي خاكي از كدامين كوچه ميتوانم به شب خاطره پروازكنم؟ لحظه اي گل بشوم.. وبه لبهاي بهار.. بوسه از گل بدهم ....... پوران كاوه

نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در جمعه نهم آذر 1386 ساعت 7:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
باز با من سخن از عشق بگو اي سرا پا همه خوبي و صفا به خدا محتاجم من چو ماهي كه ز دريا دور است وشن گرم كنار ساحل پيكرش را گور است موج اميد و وفا مي خواهم من تورا مي خواهم من تورا ميخواهم اي دريا اي به ظاهر همه تندي:همه خشم وبه دل گرم وآرام و پراز شور حيات من چو گل كه به اشك شب لبخند سحر محتاج است. به تو روشنگر جان محتاجم.........



نگارنده این مطالب جوان امروزفرزاد در پنجشنبه هشتم آذر 1386 ساعت 10:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره نويسنده وبلاگ

سلام دوستان گل به وبلاگ من خوش آمدید . من فرزاد هستم بهترین دوست علیرضا.26سالمه
مهندسی معدن از دانشگاه تهران .در ضمن پسر عموی علیرضا.از امروز به درخواست علیرضا من
نویسندگی این وبلاگ تا آمدن خودش به عهده دارم.دوستان اون دوستان منم هستند.به همتون
سر میزنم.مثل گذشته.فقط با تغییرات جزئی.امیدوارم که دوستان خوبی برا هم باشیم....
فهرست اصلی
وبلاگ عزيزان
سپیده عشق(سولماز)
آریسیسکا(pelgafe)
سالهاي سنگي فراق
خسته تر از تكرار فردا
تنهايي در سكوت
نرم افزار/گالري عكس(مينوس)
راز دل به رخسار تو گويم يار
پرواز را به خاطر بسپار
تنها تر از تنهايي
ايران تو را خواهم ساخت
كانون زنان ايران
دريای بیکران
باز وسوسه ي اين دل ديوانه شدم
بیا و ببین(محمد بلاي كوچولوي كنه)
40 تیکه
من خيلي تنهام
تنها
پسر ها و دختر هاي ايروني
آزادي
وبلاگ کافی نت و اینترنت شفق خدابنده
عاشق هميشگي
عشق گمشده
بروبكس رپر امارات
عاشقونه هاي باران و آسمان
ستاره ناهيد
عاشقونه هاي باران و آسمان
شبنم بهاري
درددل
باران اميد
21 پسر : هندل من نوزاده رپ فارسیم
يك شاخه گل رز
مهربانم نامهرباني را هم از تو دوست خواهم داشت
تورا نا ديده اي از ديده بيشتر دوست مي داري
دوستای غریبه
عاشقانه(دو عاشق)
نامه هاي كه هر گز خوانده نشد
Love god
از خدا تا خودم
عاشقانه
عاشقانه ها(حميده)
دردناكترين سكوت
آمشف و آرزو (آرزو)
عاشق هميشگي(وبلاگي ديگر از خودم)(عليرضا)
دختر پائيز(ستاره)
قصه ي غروب و دريا(بهاره)
قصه ي عشق(پريسا)
صد باد صبا اینجا با سلسله می رقصند...
زیباترین قالبهاي روز FreeTemplate
ااسرار ماء وراء
حرفهاي يك دل(مرضيه)
آبي عشق (بيتا)
عشق فرياد عشق(نازنين)
دل من (بوسه)
حرفهاي تنهايي من(ليلي)
بیا تو لوگوی رایگان (سامان)
عشق کجایی(محمد مهدی)
غم پنهان(سارا)
باز با من از عشق بگو(هستی)
عشق نداشته
جوونای ایرونی(ترانه)
همه ام ه ی چ.....همه ام پوچ(مسافر)
سکوت عشق(یسرا)
دانلود فیلم(حامد)
دانلودفیلمهای سینمایی
دانلود فیلمهای سینمایی(حامد)
آخ..دلم نشکنی(عمو)
بزرگترین سایت دانلود موزیک(مصطفی)
تنها و بي كس
سکانس آخر(فعلا بی نام)
رستاخیز ناقوس ها (معصومه)
پشفته(همینه دیه)
دانلود همه چیز(یکی از دوستان)(عضو شوید خیلی عالیه)
دلبر 14 ساله(بیتا)
سینما
دانلود جدیدترین موزیکها(یک دوست)
سکوت عاشقانه ها
پیوندهای روزانه
سپیدار سبز (بهاره)
سپیده عشق(سولماز)
....ویا شایدهم(دختر ماه نهم)
اریستیسکا(پلگافه)
عاشقونه های باران و آسمان
راز یار2
تنهای بهتره
پسرو دخترهای ایرونی
رازهای ناگفته
نگارشهاي گذشته
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
طراح قالب
POWERED BY